ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 76

تاريخ رشيدى ( فارسي )

سلسله پادشاهان قديمى بودند ، ظاهر نساخته بود . چندين رئيس محلى قدرت واقعى را در زمينه‌هاى گوناگون اعمال مىكردند و در آن موقعيت ويژه از شاهزاده‌اى ملقب به نازك شاه ظاهرا حمايت مىكردند . « 1 » ما نمىدانيم كه آيا ميرزا حيدر با اين شخصيت وارد دعوا شده يا نه ، اما تا حدودى روشن هست كه وى را زير حمايت خود گرفته بوده . به هر حال گفته شده از ميان نمايندگان ميرزا حيدر ، كاچىچك نامى كه عمدهء آن روسا بوده بلافاصله پس از ترك ولينعمت خود اصولا در صدد خرابى آن ولايت برآمده . به گفته ابو الفضل ، دسيسه‌هاى وى با استقرار قدرت ميرزا حيدر ، با شكست مواجه شده و « به مقتضاى فريب و خداع كه كشميرى از آن گريز ندارند از كشمير برآمده پيش شيرخان [ يعنى شيرشاه ] رفت . « 2 » » شاه با توجه به عرضه داشت او مبنى بر استرداد كشورش ، فورا با يك قشون 000 / 2 نفرى از افغانها حركت كرد . يك حمله تهديدآميز از سوى شيرشاه و افغان‌هاى او كافى بود كه ميرزا حيدر را از وجود تمام متحدين كشميرىاش محروم سازد و ناچار شد با چند تن از پيروان خود به بخشى از نواحى غيرقابل دسترس آن سرزمين عقب‌نشينى كند كه در آنجا تقريبا به مدت سه ماه زندگانى مخاطره‌آميز و ناراحت‌كننده‌اى را سپرى ساخت . سرانجام در دوم اوت 1541 ( 8 « 3 » ربيع الثانى 948 هجرى ) ميرزا با دشمنانش كه زياده از 000 / 5 سواره ( مركب از بوميان و نيروهاى كمكى افغان ) بودند به نبرد پرداخت و شكست سختى را بر آنها تحميل كرد . افغان‌ها به دهلى بازگشتند و ناراضيان كشميرى به ارتفاعات بيرون شهر گريختند . مؤلف ما با اين پيروزى ، خود را به صورت ارباب بلامنازع كشمير درآورد . به دنبال يك دوره آسايش كه تنها تا سال 1543 دوام داشت ، فراريان آن سوى مرزها ، نيروهاى خود را همراه با برخى از وابستگان آنها جمع كرده به قصد سرنگونى ميرزا حيدر به سوى سرىنگر حركت كردند . اما به كلى قلع و قمع شده و بار ديگر به ارتفاعات بيرون شهر گريختند . خود ميرزا اندكى پس از آن بر ضد لاداخ به تهاجم

--> ( 1 ) . اين اسم در هر دو تاريخ ابو الفضل و فرشته به صورت مذكور ديده مىشود ، اما آقاى راجرز خاطرنشان مىسازد كه در تمامى سكه‌ها به جاى نازك ، « نادر » آمده است ( ص 119 ) . ( 2 ) . اكبرنامه ، ص 294 ( م ) ( 3 ) . اكبرنامه ، ص 294 ، « 20 » آورده است . ( م )